مرکز نوآوری اجتماعی سلام

Salam Social Innovation Center

طرح مبارزه با بی عفتی سازمانی مردان در مقابل سکوت زنان

عکس اصلی خدمت

گرچه کارکردن بانوان در سازمانها به امری عادی در دنیای امروز بدل شده است، اما ظاهر به ظاهر شیرین این امر را نباید به حقیقت تلخ استثمار زنان کار زینت دهیم. گرچه بهره کشی جنسی، امری بدیع و بکر نیست اما، واقعیت تلخ این است که هرروز آمارهای دل نگران کننده تر از قبل به گوش جان جامعه اخلاق، زهر تلخیست که در کام اخلاق مداران فرو می ریزد. در گذر از جوامع سنتی به مدرن، و روی کار آمدن کارکنان زن، شاید بیش از آنکه غیر اخلاقی تلقی شود، مبین روزگاری نو و رفاهی بالاتر بوده، اما متاسفانه در این بین کارفرمایان یا همکارانی به مثابه سیب گندیده درون سبد جامعه که فقط در پی ارضا هوسرانی ها و خودسری های جنسی خود هستند، این امر مهم کار بانوان را به سراب تبدیل کرده اند!

متاسفانه، در این بین، عده ای از بانوان در سازمانها، به راحتی و با اراده و میل خودشان، اقدام به این بی پروایی می کنند... شاید این داستان دردناکی از جامعه در حال احتضار باشد که کسی توان یاری به آنان نیست و راه از بیراه و سره از ناسره هویداست، اما بحث درباره این عده بانوان نیست.

ما درباره بانوانی دل نگرانیم که علی رغم میلشان مجبور به تن دادن به این بی حرمتی ها هستند.

زنان بسیاری در سازمانها به فریب دستیابی به حقوق و مزایای بیشتر و شرایط زندگی بهتر و از راه ارعاب و تهدید، مجبور به تن دادن به خواسته های شرم آورانه کارفرمایان خویش هستند و متاسفانه به دلیل قوانین ضعیف، فرهنگ اشتباه، عدم حمایت اجتماعی و صدالبته عفت و حیا زنان، در بازگو کردن این حقایق و شکایت کردن علیه کارفرمایان خویش ناتوانند.

آیا اگر قوانینی مبنی بر حمایت اجتماعی از این زنان به عمل می آمد، مردان هرز جرات دست درازی به زنان مظلومی که به امید ارتقا، حقوق و مزایای بیشتر، خود را در اختیار کامل مردان این چنینی قرار می دهند داشتند؟ متاسفانه حمایت قانونی از این موارد وجود ندارد و زنان مجبورند در شرایط کاری اسفناک، خفقان بگیرند، و صدافسوس که همان مردان، این زنان را "خراب" می نامند.

باید به تمام کارفرمایان مردی که در خیال باطل به تملک گرفتن کارمندان خویش هستند، یک هشدار جدی داد، هشدار در معرض قضاوت مراجع ذیصلاح قرار گرفتن!

دپارتمان حقوق مرکز نوآوری اجتماعی سلام، به طور رایگان، این افراد را مورد حمایت حقوقی و قضایی قرار خواهد داد و از سوی دیگر زمینه کار ایشان را در شغلی هم سطح فراهم خواهد کرد.

اتحاد و توافق زنان برای تهیه مستندات و اقدام حقوقی علیه کارفرمایان و یا همکاران خاطی خود، حداقل این دلهره و اضطراب را در مردان فاسد به وجود می آورد که شاید سند بعدی که تقدیم قوه قضاییه خواهد شد، سند رسوایی خودشان باشد.

به امید روزهایی که بانوان در سازمانها بدون دغدغه به کار و فعالیت مشغول شوند...

نظرات خوانندگان

عکس کاربر

ناشناس

اولین نفر برای گزارش دادن جرات میخواد. اگر کسی اولین گزارشو داد دومیشون من میگم
١٣٩۴/١١/٣٠ ٢٢:۵٢
عکس کاربر

مریم

این طرح خیلی عالی هستش ولی چرا گزارشی از اون نمیدید.
١٣٩۵/٠۴/٠۵ ١٢:٣٩
عکس کاربر

سلام

سلام بر شما

بزودی گزارش ها به صورت مبسوط ارایه خواهد گردید

سپاس از پیگیری شما

١٣٩۵/٠۴/١۵ ١٣:١٠
عکس کاربر

دختر ایران

زیر پوست شهر 

 

اگرچه چندان زیبا نبودم ولی از قد و قامت خوبی بهره مند بودم.از همان روزهای اولی که پای در دانشگاه گذاشتم،نگاه های گزنده و مزاحمت های گاه و بیگاه کسانی را تجربه کردم که تصور می کردند هر دختری الزما طعمه ای جنسی برای روح بیمار آنان است.حسی آکنده از نفرت به همه آنها داشتم و تلاش می کردم تا به هر طریق ممکن از آنها بگریزم. سال اول دانشگاه را در حالی تمام کردم که تازه بیست ساله شده بودم.خانواده دست تنگ بود، پدرم می گفت که باید خودت مخارجت را تامین کنی؛کار کن.من هم تلاش کردم تا فرمان پدرم را رعایت کنم و با اشتغال شرافتمندانه هم کمک خرج خانواده باشم و هم به تحصیلم ادامه بدهم،ولی شگفت انگیز آنجا بود که جامعه اطرافم از من می خواست که در مسیر شرافت از میانبرهای بی شرافتی عبور کنم.و از همین جا بدبختی های من شروع شد. یک ترم مرخصی گرفتم و در فروشگاهی مشغول به کار شدم.بعد از سه ماه تنها یکماه حقوق گرفتم.زدم بیرون.یک از روزها که رفته بودم دانشگاه، دوباره یکی از همان صاحبان نگاه های هرزه به سراغم آمد و تلاش کرد تا به قول خودش من بی پناه را که از فشار زندگی در هول و اضطراب بودم ،آرامش ببخشد.اما آرامشی که او می خواست برای دخترکی مثل من عین رذالت بود.خود را گریان از دست او رها کردم ،ولی کسی دیگر با همان پیشنهادهای «کمک و آرامش!»به سراغم آمد.آری،همه اهل کمک کردن شده بودند!. مضطرب و گریان به خانه برگشتم. شب به پدرم گفتم کار نیست،او هم گفت پول نیست.خود دانی!؛یکماه دیگر را،بلاتکلیف، سپری کردم تا آن که شغل منشی گری شرکتی خصوصی را به دست آوردم.اوایل خوب بود و مدیر شرکت که مردی حدودا 60 ساله بود رفتاری پدرانه با من داشت،اما بعد... روزی از من خواست که شانه هایش را ماساژ دهم،من هم با خود گفتم که جای«پدر»من است،و پذیرفتم.ولی،این درخواست ها ادامه یافت و نگاه ها تغییر کرد و بوی تعفن شناعتی که پشت آن بود روحم را چنان آزرد که قبل از آن که عفتم را ببازم از شرکت بیرون زدم.دوباره از پی کار در-به-در شهر شدم ،ولی انگار تمام شهر از گرگ هایی پر شده بود که جز به عصمت من راضی نبودند.دیگر خسته و ناامید و شکسته از بار زندگی،نهایتا و به اجبار،به همان شرکت بازگشتم.پیرمرد با نیشخندی شیطانی گفت:از این طرفها؟ و من با صدایی در نهایت ناامیدی گفتم:قبوله،آمدم برای ماساژ. از فردا شاغل شدم.درخواست ها از همان ساعت اول دوباره شروع شد و با وعده این که زن دوم او بشوم تا نهایت ممکن ادامه یافت و مرا در لجن زار شهوت خود غرق کرد.دیگر من یک انسان نبودم عروسکی جنسی بودم که به هر کجا مراجعه می کردم از من کار نمی خواستند،بلکه جسم مرا مطالبه می کردند. کار کردم و پول در آوردم و تحصیل را به پایان بردم.حال من تحصیل کرده ام.اما اکنون نیز به هر شرکتی مراجعه می کنم کسی خواهان سواد و تخصص و تحصیلات من نیست.باز هم نگاه ها بر جسم من دوخته شده است:حال،من یک عروسک جنسی تحصیل کرده ام! خسته،ناامید،و در خود فروریخته،در خیابان ها راه می روم و از خود می پرسم:چرا؟ چرا جامعه ای از دختری که می خواست تحصیل کند،شرافتمندانه زندگی کند،و برای خود آینده ای مطمئن بسازد یک عروسک جنسی تولید کرده است؟ مگر من مادر فرزندان آینده این سرزمین نیستم؟...... واقعا چرا؟

١٣٩۵/٠۵/٠٣ ٠٧:٣٩
عکس کاربر

فاطمه

چقدر عذاب آور بود خوندن این متن. دختر ایران ما همه کنار تو هستیم.لعنت به مردای هوسران
١٣٩۵/٠۵/٠۴ ١۴:٠٨
عکس کاربر

شیرین

هم اکنون مشغول کار در یک شرکت نیمه دولتی هستم. درامدم ماهی یک میلیون و دویست هزار تومان است. مدیر مدیر من نظر سویی به من دارد. اما مدیر مستقیمم ادم خوب و اخلاق مداری است. دو هفته ای هست که موضوع نیت شر مدیر مدیرم را به مدیر مستقیمم گفتم. ضمن ابراز تاسف از ماجرا خیلی رک به من گفت که کاری از دست او برنمی آید. حتی چند رفتار نامناسب مدیر بدنیت را با خانم های سازمان گفت. گفت که این مدیر منشی خود را تا بعد از وقت اداری نگه میدارد تا او را طعمه کثیف کاری های خود قرار دهد. با منشی مدیر صحبت کردم. با او صمیمی شدم و خواستم روابطش را با مدیر برای شما بگوید. با چشمانی پر از اشک گفت که نمیتواند و به این کار نیاز دارد. خداروشکر من به نیت های بد اون مدیر تن نداده و نخواهم داد. نهایتا از ان سازمان بیرون خواهم امد. خداروشکر خانواده ام حامی من هستند و مشکل مالی ندارم. اما ان دختر بی نوا چی؟ واقعا چرا ما این چنین شده ایم. هوسرانی تا کجا؟ خیلی سعی کردم تشویقش کنم تا به شما مراجعه کند. گفتم که برایش کار پیدا خواهید کرد. ولی قسمم داد که حتی دیگه دربارش صحبت نکنم. هر روز ناهار را با هم میخوریم و هر روز عذابی بزرگ برای من است. کاشکی مردان هوسران بدانند که با روح دخترانی این چنین چه میکنند.
١٣٩۵/٠۵/٠۴ ١٩:٢۴
عکس کاربر

احمد معینی

واقعا تاسف بار بود شیرین خانم
١٣٩۵/٠۵/٠۵ ١٧:۴١
عکس کاربر

همایونی

اقایونی هم که مورد تعارض قرار میگیرن کم نیستن. چرا به انها نپرداختید؟
١٣٩۵/٠۵/٠۵ ١٧:۴٣
عکس کاربر

مریم

چند سال پیش شرکتکی داشتم و برای خدمات پس از فروش گاه و بیگاه به مشتریها سر می زدیم.یکی از مشتریهای ما اقایی پنجاه و چند ساله،حدود 170کیلو بود که زخم کریه صورت خود را به جبهه نسبت می داد. در مدتی که با مجموعه انها مرتبط بودیم میانگین، هر دو ماه شاهد جابجایی دخترکان کم سن سال و زیبا رو از مسول دفتر به منشئ طبقه مدیریت و منشی طبقه اول و ....و تبعید به شعب بودیم که کار ما را مضاعف می کرد و رنج دیدن بازیچه های این غول را جانکاه.این دخترها از طبقه های پایین و نیازمند بودند و اغلب حمایت خانواده را نداشتند و ناچار از ارایه خدمات جنسی مازاد بر خدمات شغلی در مقابل حقوق بخور نمیر و کمتر از وزارت کار!این میان یکی از دلبرکان باردار شد و با اینکه همیشه ندار بود؛ اما اینبار داشتن برادران قلچماق و شرور به کمکش امد و با داد و قال به عقد دیو درامد.اما چیزی تغییر نکرد.مسیر دفتر مخصوص تا شعب را زن دوم با رنگ و روی زرد و حال زار می نگریست و شاید هنوز می نگرد...
١٣٩۵/٠۵/٠۵ ١٧:۴٩
عکس کاربر

فرهاد

همش دارم سرچ می کنم که ببینم جایی هست تو ایران که اینجوری نباشد می بینم شاید به سختی پیدا بشه. از بسکه هست عادی شد.

هرگز حاضر نیستم از این فرضیه کوتاه بیام که سرکوب های جنسی، جدا کردن دختران و پسران از دوران کودکی به شکل سیستماتیک و با ابزار عرف و مذهب شخصیت افراد را به تعفن می کشونه. قضیه وقتی وحشتناک تر می شود که همین نگاه جنسی مبنای ازدواج هاست....

به نظرم شرافت قابل اکتساب هست. شاید خیلی از ماها نقش در درون مثل همون آقای ۱۷۰ کیلوی کریه المنظر باشیم اما آگاهی می تونه حداقل در چنین مواردی کنترل ها را بیشتر کنیم. آگاهی بر زشت بودن این مساله. میشه کنترل کرد که نگاه جنسی را در همه روابط وارد نکنیم.

١٣٩۵/٠۵/٠۵ ١٨:٠١
عکس کاربر

فرهاد

شرمنده از خانم ها ولی دوتا خانوم گفتن برای نمره کلاسی! همزمان با هم به یک استاد چندین بار سرویس دادن
١٣٩۵/٠۵/٠۵ ١٨:۵٧
عکس کاربر

سپیده

چرا از خانم ها شرمنده اید، از اساتید شرمنده باشید. به نظرم بهتره بگید استادی بودن که برای دادن نمره کلاسی، خدمات جنسی می خواستن. بنده هم از این استادها دیدم. متاسفانه کم هم نیستند
١٣٩۵/٠۵/٠۵ ١٨:۵٨
عکس کاربر

فرهاد

اگر فقر و بیکاری زنان اونها را به این مسیر بکشاند با روسپی های مرد چکار کنیم؟ با مردان ثروتمندی که وقت گذرانی و عیش و نوششان بلند کردن از کنار خیابونهاست.
١٣٩۵/٠۵/٠۵ ١٨:۵٩
عکس کاربر

مهدی

موضوع نگاه ابزاری به این مقوله است که بر روابط حاکم است حال یکجا فقر کاتالیزور آن است و جای دگر چیزی دگر
١٣٩۵/٠۵/٠۵ ١٩:٠٠
عکس کاربر

فرهاد

ما الان داریم می بینیم که نگاه جنسی در روابط استاد و دانشجو، رئیس و مرئوس، بازاری، و در رهگذران هم هست. اصلا انقلاب ما انقلاب جنسی بود بخدا
١٣٩۵/٠۵/٠۵ ١٩:٠٠
عکس کاربر

مهدی

والبته بسیارند فقرا و بیکارانی که اینگونه نیستند پس مواظف قضاوتهای سیاه و سفیدمان باشیم
١٣٩۵/٠۵/٠۵ ١٩:٠١
عکس کاربر

فواد

متنی نوشته شده به دو دسته اشاره کرده دسته اول کسانیکه با میل و اراده دست به این کار میزنن و دسته ای که از راه ارعاب و تهدید دست به این عمل میزنن و در مورد دسته دوم ابراز دلنگرانی کردین امثال اون دو دختر رو من در دسته اول میذارم، نه دسته دوم دسته ای که امتیاز میدن و امتیاز میگیرن با میل
١٣٩۵/٠۵/٠۵ ١٩:٠٣
عکس کاربر

یحیی

همه این سیاهی ها (چه از جانب مذکر و چه از جانب مونث) بخاطر اینه که عشق مرده ست شاید منو متهم کنید به شعرگویی و ادبیات انگاری ولی شدیدا بر این باورم
١٣٩۵/٠۵/٠۵ ١٩:٠۴
عکس کاربر

مهدی

تا زن و خدمات جنسی، در نگاه غالب کالا باشد و قابل داد و ستد قصه سر دراز دارد
١٣٩۵/٠۵/٠۵ ١٩:٠٧
عکس کاربر

فواد

چجوری از اون صغری به کبری همه فقرا فلان رسیدی عزیز؟!! مهمترین عامل تاثیرگذار در متن اول و دوم ، فشار زندگی و کار و درامد بود داستانهای دیگری رو میشه طرح کرد تا عوامل دیگه رو هم دخیل کرد...
١٣٩۵/٠۵/٠۵ ١٩:٠٨
عکس کاربر

مهدی

من هم قبول دارم که فقر و بیکاری در شانس کسب خیلی از بدبختیها نقش دارد اما در این مورد گنداب ابتدا بایدپذیرفت که فقر و بیکاری تنها عامل نیست در مورد درجه اهمیت آن و میزان تاثیرش باید بررسی کرد و مستند مدعی شد
١٣٩۵/٠۵/٠۵ ١٩:١٠
عکس کاربر

فواد

مگر عشق در میان مردمان زنده بود اگر گفتند افسانه لیلی و مجنون یا بیژن و منیژه یا.... چون در اقل بود نه عام
١٣٩۵/٠۵/٠۵ ١٩:١١
عکس کاربر

مهدی

اصولا در برخورد با پدیده های اجتماعی باید دیدی جامع داشت . و رویکرد استقرایی می تواند مارا از افتادن در دام قیاس و فرضیه سازیهای تقلیل گرا نجات دهد
١٣٩۵/٠۵/٠۵ ١٩:١٢
عکس کاربر

فواد

برادر من کی گفت تنها عامل پدید آورنده؟!!

در مورد متنی که بالاست نوشتیم نه در مورد تمام شرایط فساد و ...

و اشاره خاص به یک مساله، بولد کردن اون هست نه تک بعدی کردن اون

١٣٩۵/٠۵/٠۵ ١٩:١۴
عکس کاربر

فواد

ممکنه مستندات اماری و علمی تون رو در مورد عوامل منجر به تن دادن به زیاده خواهی های روسا از مرئوسین بدین😉
١٣٩۵/٠۵/٠۵ ١٩:١٧
عکس کاربر

مهدی

از نگاه آماری بله ولی از منظر اینکه حقیقت پنهان در پشت آن پدیده چیست، اتفاقا همین آمار فریبنده است و منحرف کننده. به هرحال چون محفل بحث ، نگاه تحلیلی و سیاستگذاری است عرض کردم وگرنه هرجور همگان می بینند می توان دید؛ ایرادی هم ندارد هزاران سال است که خیلی از چیزهای دگر هم همگان اینگونه دیدن و اینگونه قضاوت کردن
١٣٩۵/٠۵/٠۵ ١٩:١٩
عکس کاربر

مهدی

تکیه بر آمار را در اینجا چیزی جز تقلیل حقیقت پنهان و ساده سازی بیش از حد آن نیست تایید نمی کنم

معتقدم در خصوص مسائل و پدیده های اجتماعی که ماهیتشان کیفی است کمی گرایی و غش کردن به سمت آمارها چیزی جز ساده سازی واقعیت نیست

١٣٩۵/٠۵/٠۵ ١٩:٢٠
عکس کاربر

فواد

پیچیده کردن مسایل حلال مساله هست؟؟ دقت کنیم که در متن اشاره به تن دادن از روی اجبار هست نه تغییر فرهنگ یا ارزشها و بوالهوسی و زیاده خواهی فرد مورد فشار شما فارغ از آمار چه عواملی رو بر چه مبنایی میخوای در امر تن دادن از روی اجبار به خواسته های مافوق بشمری؟؟
١٣٩۵/٠۵/٠۵ ١٩:٢٢
عکس کاربر

مروارید

همین چند وقت یکی از دوستان من برای تغییر رشته کارش گیر یکی از اساتید بود و با همین پیشنهاد بی شرمانه مواجه شد که تا مدت ها هم به خاطر بهم خوردن تصوراتش حال روحی نامناسب داشت....😔
١٣٩۵/٠۵/٠۵ ١٩:٢۴
عکس کاربر

یحیی

عشق از محدودیت هایی که بر سر راه تعامل دو جنس مخالف از دوران کودکی تا بزرگسالی قرار داده شده از بین رفته، و همینطور تفکرات غلطی که از طریق رسانه های عمومی در این باره به خورد جامعه داده شده.

عقده های جنسی که ایجاد شده پرده بر چشمان ما انداخته و تصویر اشتباهی از هر دو طرف در ذهن مقابل ایجاد کرده و به تبع اون انتظارات بیجا. عشق از محدودیت هایی که بر سر راهش قرار داده شده از بین رفته.

وقتی دو تا جوون از ترس گشت ارشاد نمیتونن یه پارک با هم برن چه پیامدی به بار میاد؟

وقتی ابرازات عاشقانه سالم در مناظر عمومی سرکوب میشه، تبدیل میشه به روابط سیاهی که سر از پستوهای پنهان درمیاره نگاه زیبایی شناسانه ما باید از همون کودکی شکل بگیره تا در بزرگسالی به عشق برسه.

یه سیاستگذار باید بتونه تصویرپردازی کنه و در این تصویرپردازی نیاز به نگاه زیبایی شناسانه داره، و هنره که نگاه زیبایی شناسانه رو میده به آدم

١٣٩۵/٠۵/٠۵ ١٩:٢٧
عکس کاربر

یحیی

درمان دایمی: آموزش از دوران کودکی

درمان مقطعی: نمیشه جمعش کرد، خیلی سخت بشه اندکی ازش کاست

١٣٩۵/٠۵/٠۵ ١٩:٣٠
عکس کاربر

مریم

چتر امنی که به لحاظ عرفی و قانونی بر سر درخواست کنندگان وجود دارد.کرم از درخته در افواه عامه و نبودن مرجع قانونی که زنان بی ترس اتهام زنا بتوانند به ان مراجعه کنند.
١٣٩۵/٠۵/٠۵ ١٩:٣١
عکس کاربر

مهدی

در همان روایت هم اشاره شده بود که فرد مور نظر پس از ترک محل به انتخاب خودش که در اینجا فقر و بیکاری یک علتش بوده به آن محل بازگشته و به تن فروشی تن داده !!

خوب با فرض ثابت بودن شرایط مگر چند نفر هستن که به چنین انتخابی دست میزنن

١٣٩۵/٠۵/٠۵ ١٩:٣٣
عکس کاربر

مهدی

دقیقا حرف من هم همینه

پس ریشه مشکل فقط فقر نیست

متن سیاسی ، حقوقی، فرهنگی، اجتماعی و مدهبی و نظام تربیتی و.....

همه وهمه را باید در تحلیل مدنظر قرار داد با دیدی پارادایمی

١٣٩۵/٠۵/٠۵ ١٩:٣۵
عکس کاربر

فواد

مهدی عزیز

امار رسمی میگه امروز هفتصدوپنجاه هزار تحصیلکرده بیکار در کشور داریم
دقت کنین اینها فقط تحصیلکرده ها هستند

امار بیکاران اشتباه نکنم رسمی سه میلیون و غیررسمی پنج میلیون نفر هست

تعادل بازار در بحث عرضه و تقاضا به سمت جویندگان کار یا جویندگان کارگر منجر به دادن امتیاز یا خواستن امتیاز توسط کارفرماست چه از لحاظ میزان حقوق و دستمزد چه از لحاظ زیاده خواهیهای دیگر که در مورد زنان معمولا علاوه بر دستمزد بحث جنسی نیز مطرح میشه

این نکته اول در مورد تاثیر میزان اشتغال و بیکاری در زیاده طلبی های کارفرمایی که میداند پشت در صف کشیده اند
و اولین نه برابرست با نیروی کار مشتاق وامانده از همه جای بعدی و ...

در مورد فقر، نیاز مالی شدید برای گذران نیازهای روزانه از مهمترین عوامل شکستن مقاومت افراد نیازمند هست همونطور که در داستان فوق فرد مورد اشاره از پذیرش خواسته های کارفرما سرباز میزند اما پس از چندی دوباره بخاطر نیاز مالی به همان کارفرما رجوع میکند و ...

با کلمات قلمبه سلمبه
و تحلیلهای پیچیده
تفاوتی در وضع زندگی اکثریت کسانیکه درگیر تن دادن به اجبار به خواسته های کارفرما هستند بوجود نمیاد

بهتره بجای استفاده از کتاب و شکل و رسم به بررسی میدانی مساله یا مراجعه به اسیب دیدگان مراجعه کننده به سازمانهای ذیربط مثل سازمان بهزیستی رفت
١٣٩۵/٠۵/٠۵ ١٩:٣٨
عکس کاربر

یحیی

تا وقتی خودت رو جای اون شخص قرار ندادی و محدودیت هایی که احاطه ش کرده رو درک نکردی، نمیتونی متهمش کنی. واقعا از خودمون بپرسیم هریک از ما چقد طاقت تحمل گرسنگی رو نه فقط خودمون که برای بچه هامون داریم؟
١٣٩۵/٠۵/٠۵ ١٩:۴٢
عکس کاربر

فواد

پند و اندرز واسه بالا منبر هست

ما در پی حل مساله باید باشیم رفیق

١٣٩۵/٠۵/٠۵ ١٩:۴٧
عکس کاربر

مهدی

پس می بینید که در سطحی خرد تحلیل روانشناسانه هم می طلبد
حداقل برای شخص من قابل پذیرش نیست که تمام درد یک روسپی فقر و نان باشد 
باید به لایه های روح وروانش و اعماق زندگیش رفت تا حقیقت پنهان پشت این رفتار را کشف کرد
١٣٩۵/٠۵/٠۵ ١٩:۴٨
عکس کاربر

فرهاد

البته این ممکنه مظلوم نمایی بیش از حد هم باشه.
١٣٩۵/٠۵/٠۵ ٢٠:١١
عکس کاربر

فواد

در مورد صفر و یک جمله بنده

تا فقر و بیکاری هست این گنداب جاریست
یعنی شما هزار مشکل دیگه رو درمان کنی که از دیدت عوامل موثر هستند و این دو باقی باشه گنداب جاری هست چون عوامل اساسی هستند
١٣٩۵/٠۵/٠۵ ٢٠:١١
عکس کاربر

مهدی

خلاصه کلام اینکه :
در سطح تحلیل کلان ؛ باید متن سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و.... و به عبارتی زمینه زندگی فرد را  بررسی کرد 
ودر سطح تحلیل خرد؛ باید به جنبه های روانشناختی و لایه های درونی فرد ورود کرد 

تا در فهم حقیقت بیراهه نرفت و آن نگفت که همگان می گویند یا آمارها بزرگنمایی می کنند
١٣٩۵/٠۵/٠۵ ٢٠:١٣
عکس کاربر

فواد

چون مساله رو شما نگرفتی عزیزم
موصوع روسپی نبود!!!!

دقت کن مجیدجان 😉😉

روسپی متفاوت هست با کارمند و کارگر تحت فشار جهت سواستفاده!!!!
١٣٩۵/٠۵/٠۵ ٢٠:١۴
عکس کاربر

مهدی

پیشنهاد می کنم جناب فرهاد از منظر روانشناختی به تحلیل پدیده تن فروشی ورود کنید تا ببینیم روانشناسا چی می گن
١٣٩۵/٠۵/٠۵ ٢٠:١۶
عکس کاربر

یحیی

مساله "تن فروشی» نیست، مساله سکشوال هرسمنت (آزار و اذیت جنسی در محیط کار) هست
١٣٩۵/٠۵/٠۵ ٢٠:١٨
عکس کاربر

مهدی

فارغ از خشونت جنسی که تماما زور است و جبر اینکه فردی به اختیار خود و با توجیه فقر و بیکاری(تسلیم در برابر فشار فقر) به مکانی رجعت کند و بپذیرد آنچه در خصوص پذیرشش شک داشته دیگر اسمش چیست؟

مگر رابطه یک طرفه هم داریم؟

١٣٩۵/٠۵/٠۵ ٢٠:١٩
عکس کاربر

یحیی

مهدی عزیز

این دو مقوله متفاوتند. خطای نوع سوم در سیاستگذاری تعریف نادرست مساله هست

١٣٩۵/٠۵/٠۵ ٢٠:٢٠
عکس کاربر

مهدی

من هم همینو گفتم باید زمینه زندگی و کاری مردم را درست کرد تا ..... و این مسئولیت دانش پژوهان و تحلیل گران سیاستی است که راهکار بدن

 

حرفم این بود که تقلیل گرا نباشیم و تماما رفتار این خانم با فقر و بیکاری توجیه نکنیم همانگونه که خودش خودرا توجیه کرده
١٣٩۵/٠۵/٠۵ ٢٠:٢١
عکس کاربر

مریم

اجبار که فقط شمشیر و تعرض نیست.
١٣٩۵/٠۵/٠۵ ٢٠:٢۴
عکس کاربر

رزیتا

اقای همایونی گفتن: اقایونی هم که مورد تعارض قرار میگیرن کم نیستن. چرا به انها نپرداختید؟ خوب شما اگر مورد تعارض قرار گرفتید بیاید اینجا بگید
١٣٩۵/٠۵/٠۶ ٠٧:۵٩
عکس کاربر

ارا

مریم خانم یکی پول داده اون یکی هم خدمتی داده. دخالتش به ما چه.
١٣٩۵/٠۵/٠۶ ٠٨:۴۵
عکس کاربر

هنگامه

اقا مهدی اینجا مسجد نیست خطابه اخلاقی میدی.خودتو بذار جای اون خانم. فکر کنم شما اخوندی
١٣٩۵/٠۵/٠۶ ٠٨:۴۶
عکس کاربر

زینب

عالی بود فواد مهدی عزیز امار رسمی میگه امروز هفتصدوپنجاه هزار تحصیلکرده بیکار در کشور داریم دقت کنین اینها فقط تحصیلکرده ها هستند امار بیکاران اشتباه نکنم رسمی سه میلیون و غیررسمی پنج میلیون نفر هست تعادل بازار در بحث عرضه و تقاضا به سمت جویندگان کار یا جویندگان کارگر منجر به دادن امتیاز یا خواستن امتیاز توسط کارفرماست چه از لحاظ میزان حقوق و دستمزد چه از لحاظ زیاده خواهیهای دیگر که در مورد زنان معمولا علاوه بر دستمزد بحث جنسی نیز مطرح میشه این نکته اول در مورد تاثیر میزان اشتغال و بیکاری در زیاده طلبی های کارفرمایی که میداند پشت در صف کشیده اند و اولین نه برابرست با نیروی کار مشتاق وامانده از همه جای بعدی و ... در مورد فقر، نیاز مالی شدید برای گذران نیازهای روزانه از مهمترین عوامل شکستن مقاومت افراد نیازمند هست همونطور که در داستان فوق فرد مورد اشاره از پذیرش خواسته های کارفرما سرباز میزند اما پس از چندی دوباره بخاطر نیاز مالی به همان کارفرما رجوع میکند و ... با کلمات قلمبه سلمبه و تحلیلهای پیچیده تفاوتی در وضع زندگی اکثریت کسانیکه درگیر تن دادن به اجبار به خواسته های کارفرما هستند بوجود نمیاد بهتره بجای استفاده از کتاب و شکل و رسم به بررسی میدانی مساله یا مراجعه به اسیب دیدگان مراجعه کننده به سازمانهای ذیربط مثل سازمان بهزیستی رفت
١٣٩۵/٠۵/٠۶ ٠٨:۴٧
عکس کاربر

احد

این دوستمون مثل اینکه اصلا مطلبو نگرفته فارغ از خشونت جنسی که تماما زور است و جبر اینکه فردی به اختیار خود و با توجیه فقر و بیکاری(تسلیم در برابر فشار فقر) به مکانی رجعت کند و بپذیرد آنچه در خصوص پذیرشش شک داشته دیگر اسمش چیست؟ مگر رابطه یک طرفه هم داریم؟ عزیزم تو اگر پول شام شبتو نداشته باشی یروز صبر میکنی دو روز یه ماه خوب بلخره به هرکاری تن در میدی. البته اگر شمایی الان میای میگی من تقوا پیشه میکنم.
١٣٩۵/٠۵/٠۶ ٠٩:٠١
عکس کاربر

سیمه

سلام روز بخیر دختری هستم 46 ساله تاکنون ازدواج نکردم واز راه درست و سالم زندگی میکنم وفقط خواستم بگم همیشه کسایی که بی دین و ایمان هستند خطرناک نیستند میپرسید چرا یکی از مدیرانی که جدید در شرکت ما آمده و حدود 54 سال سن داره هنوز به یکماه نرسید به بنده که فردی معتقد و با آقایان رفتاری با حد و حدوددارم با دلیل مشورت و همدلی  که شما دختری رشیده هستید و تصمیم گیرنده هستید پیشنهاد صیغه میدهد درصورتی که خود این آقای دارای همسر و سه فرزند دختر است و خیلی مومن است !  نماز اول وقت !  روزه ! و حتی تو صورت خانمها نگاه نمیکند و خیلی جالب اینکه میگه برای اینکه با شما راحت درد دل کنم و راحت باش میگم صیغه بشیم آیا واقعا خود این آقا این کار را برای دختران خود صحیح میداند . منم دیدم اینطوریه به پیشنها د جابجایی  واحد خودجواب مثبت دادم . ما خانمها مجبور نیستیم برده آقایان باشیم و میتونیم آزادانه سالم زندگی کنیم بشرط اینکه خودمون بخواهیم.
١٣٩۵/٠۵/٢۴ ١۵:۴۶
نظر شما
 
 
 
تصویر امنیتی :


استفاده از مطالب فقط برای مقاصد غیر تجاری و با ذکر منبع بلامانع است. کلیه حقوق این سایت متعلق به مرکز نوآوری اجتماعی سلام می‌باشد.

Copyright © 2014 - 2017